عكس,بازيگران,مد و زيبايي
دل نوشته،عكس نوشته،عكس پروفايل،شعر كوتاه

كنسولگري يك ساختمان فوق العاده بلندمرتبه و مجهز را در يك عدد از بهترين بخش ها ميلان ساخته و اين ساختمان با اين كليه امكانات تمام هفته خالي و درش قفل هست اما آن را به ما نمي‌دهند تا استعمال كنيم .

سرويس فرهنگ وتمدن و هنر مشرق – نيلوفر حسن زاده را از نوشته هاي لبريز احساسش در روز ها محرم و صفر شناختيم . زماني كه از قلب اروپا در رابطه هيئت و سوگواري حسيني مي نوشت و در مجله ها و صفحه هاي فردي اش در فضاي مجازي، منتشر مي كرد . به عبارتي روز ها بود كه از وي دعوت كرديم تا در او‌لين سفرش به ايران، دعوت ما را براي گفتمان بپذيرد . يك ظهر خير چندان سرد زمستاني، بافته اين مصاحبه را راز انداختيم و حدود دو ساعت در دنياي ادبيات و سرزمين هاي جغرافيايي، گشت و گذاري كرديم . گاهي خنديديم و كلام هايش درباره دوري «هيئت آب» در ايتاليا، ناله مان را درآورد . متن كامل اين گفتمان پيش روي شماست . . .

**:
مشاور حقوقي با تخصص قراردادهاي تجارت بين الملل را چه به نوشتن؟
*: اينجانب از بچگي در يك فضاي ادبي بلندمرتبه شدم؛ كتاب، شعر و موسيقي . در بچگي تمام وقت اينجانب با اين چيزها مالامال مي شد . اينجانب چشمم را در خانواده اي گشوده كردم كه در عين مذهبي بودن، لينك عميقي با موسيقي سنتي، كتاب، تاليف و ادبيات داشتند .

چند
نمونه از نوشته هاي خانم حسن زاده را بخوانيم:
مسافري
كه آن گاه از ۲۰ سال از آمريكا برگشت
كاش
كسي حواسش به بازار انتشار كتاب كودكان بود!
در
۲۵ سالگي عاشق خودم شدم!
نذر
شله‌زرد و نويسنده‎اي در هجران و سفر
تجربه
برپايي هيئت در شهر ميلان ايتاليا + عكس
**:
چه سازي مي نواختيد؟
*: اينجانب از بچگي پيانو مي زدم البته پدرم گونه هاي دستگاه هاي سنتي را مي شناختند . برادرم نيز سنتور مي نواخت . تمام بچگي اينجانب با كتاب هاي كاغذي و صوتي كه آن مدت روي كاست بود، لبريز مي شد . هنگامي به دنيا آمدم، يك كتابخانه بلندمرتبه با كتاب هاي متنوع كه مناسب كودكي اينجانب بود، خريده بودند . اينجانب از ۳ سالگي استارت كردم به اعلام كردن شعر . او‌لين شعري كه گفتم در رابطه حضرت رقيه (س) بود . زيرا با حضرت، همذات پنداري مي كردم، توانستم اين شعر را بيان‌كنم . صدايم را ضبط مي كردند و آن ها را مي نوشتند، تا اين‌كه خودم با سواد شدم و شروع كردم به تاليف شعرهاي خودم .

**: اينكه به مذهبي بودن خانواده تان تاكيد داريد، با اين فضايي كه رسم مي كنيد، برايمان نامأنوس است . . .

*: متاسفانه دنيايي تك بعدي داريم . احتمالا خيلي ها نتوانند تصور كنند اينجانب مادري دارم كه در عين فوق العاده مذهبي بودن، هميشه مشوق ما بوده تا به موسيقي و تئاتر بپردازيم . اين براي خيلي ها جا نمي افتد كه اينجانب در عين مذهبي بودن، عمل بازي زنده نيز انجام مي دادم . ما شيراز بوديم و چه بسا در صدا و سيماي فارس، دو فيلم نوباوه هم بازي كردم و اين فضا، تناقضي با مذهبي بودن نداشت .

 

**:
مادرتان يك‌سري سال دارند؟
*: متولد سال ۱۳۴۱ مي باشند .

**:
اصالتاً كجايي هستيد؟
*: از طرف پدر، آباداني اصيل و از طرف مادر، تهراني اصيل . ۸ سال اوليه معاش نيز شيراز بودم .

**:
يعني خانواده پدري تان به ياد جنگ از آبادان به شيراز مهاجرت كرده بودند؟
*: بله، عموهايم هم در نزاع حضور داشتند .

**:
زيرا از خيمه اسم برديد، اين سئوال به ذهن من رسيد كه چرا عكس پروفايلتان با خيمه نيست؟
*: من بيرون از ايران، خيمه نمي پوشم و خيمه مشكي، جامه اهل ايران اينجانب مي باشد و خيلي از آن لذت مي برم . دليلي ندارد هنگامي خيمه ندارم، خودم را بي آئين و ايمان تلقي كنم . اينجانب اكثر وقت ها در خارج هستم و نمي خواهم هميشه اعلام كنم كه چادري هستم .

**:
شما كه معتقد به خيمه و عفاف و حجاب برتر هستيد، چرا لا‌به‌لا اقل از بستر پروفايلتان براي تبليغ اين عفاف و حجاب به كار گيري نمي كنيد؟

مرجع اخبار رسمي

پايگاه خبري و تحليلي


*: وظيفه من تبليغ نمي باشد . من در توييتر فعاليت مي كردم كه آن را متوقف كرده ام . در آنجا وقتي مي فهميدند كه كاملاً موافق نظام هستم، پر سرعت مي خواستند كه در هر حرفم تبليغ كنم . يعني توقع داشتند هر آدمي جداي از سبك معاش اش به يك تبليغ كننده متحرك تبديل شود . اينجانب با اين موضوع مخالفم .

 

**: خواسته اينجانب تبليغ گل درشت فقدان . مراد اين مي باشد كه اعلام فرمائيد اين متن هاي رنگارنگ و ديده نواز را زني چادري مي نويسد . اين اصلي ميباشد كه شما در فضاي خارج از كشور، اين مفاهيم را چه گونه نگه مي داريد و به چه شكل در رابطه اش مي نويسيد . . .

*: اين مفاهيم در من عميق گرديده است . منظور شما را متوجه شدم ولي من تا شرايط فعلي لزوم اين تبليغ را حس نكرده ام . خيلي چيزهاي ديگر نيز هست كه به آن معتقدم البته حتماً در رابطه آن‌ها نمي نويسم و عكسي منتشر نمي كنم . اينجانب مي توانم عكس هايي منتشر كنم كه فالوورهايم خيلي بالا برود . ولي قبلاً ورقه اي محرمانه داشتم ولي از وقتي تصميم گرفتم بنويسم، صفحه ام را گشوده كردم ولي انتخابم اين بود كه تصويرم با حجاب باشد .

**: هم اكنون برگرديم به پاسخِ سئوال اوليه . . .

*: بله، ادبيات و شعر در معاش اينجانب نقش مهمي داشت . من از ۱۰ سالگي قصه مي نوشتم و اما عمدتاً ناتمام مي ماند چون نمي توانستم نقطه پايان روايت ها را توده كنم . با اين حالا به شعر اعلام كردن هايم ادامه مي دادم . هم شعر نو مي گفتم و نيز از قالب هاي سنتي استعمال مي كردم . نيز شعر آئيني مي گفتم و نيز اشعاري با موضوعاتي غير از آن . اينجانب در دبيرستان ۲ سال رياضي خواندم . آن را دوست داشتم و آتي ام را در رشته عمران و معماري پيش بيني مي كردم اما كم اندك به اين نتيجه رسيدم كه دنيا به سمت علم ها انساني مي رود و نبايد عمرم را تلف كنم . خانواده مخالف بودند و به تغيير و تحول فن از رياضي به انساني روئت كرد نيكي وجود نداشت . اينجانب تصميمم را گرفتم و به علم ها انساني كوچ كردم .

من البته نمي خواستم رشته دانشگاهي ام ادبيات باشد . ادبيات معشوق من بود و نمي خواستم تحصيلاتم در اين حوزه باشد . براي همين كنكور دادم و سال ۸۸ به كالج تهران رفتم و فلسفه غرب خواندم .
در ۱۹ سالگي نيز به

مرجع اخبار رسمي

پايگاه خبري و تحليلي

 

امتیاز:
بازدید:
برچسب: ،
موضوع:
[ ۲۴ دى ۱۳۹۷ ] [ ۱۱:۱۷:۲۱ ] [ toptooop ] [ نظرات (0) ]
[ ]
.: Weblog Themes By tibablog :.

درباره وبلاگ

نويسندگان
لینک دوستان
لينكي ثبت نشده است
نظرسنجی
لینک های تبادلی
فاقد لینک
تبادل لینک اتوماتیک
لینک :
خبرنامه
عضویت لغو عضویت
پيوندهای روزانه
لينكي ثبت نشده است
پنل کاربری
نام کاربری :
پسورد :
عضویت
نام کاربری :
پسورد :
تکرار پسورد:
ایمیل :
نام اصلی :
آمار
امروز : 0
دیروز : 0
افراد آنلاین : 1
همه : 0
موضوعات وب
موضوعي ثبت نشده است
آرشيو مطالب
امکانات وب